بیا برات می خوام از این صدا قفس بسازم

آهای خوشگل عاشق، آهای عمر دقایق

آهای وصل به موهای تو سنجاق شقایق

آهای ای گل شب‌بو، آهای گل هیاهو

آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو

دلم لاله ی عاشق، آهای بنفشه تر

نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر

من که دل به تو دادم، چرا بردی ز یادم

بگو با من عاشق، چرا برات زیادم

آهای صدای گیتار، آهای قلب رو دیوار

اگه دست توی دستام نذاری، خدانگهدار

دلت یاس پراحساسه آی، مریم نازم

تا اون روزی که نبضم بزنه، ترانه‌سازم

برات ترانه‌سازم، تو آهنگی و سازم

بیا برات می خوام از این صدا قفس بسازم

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن

دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا

از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم

شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و  عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو  نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این  دیوانگی و عاقلی

جهانی را دیده ام یکسر،غرق دریای ناشکیبایی

شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم

شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله ی سازم

 دل شیدا حلقه را شکند تا برآید و راه سفر گیرد

مگر یکدم گرم و شعله فشان تا به بام جهان بال و پر گیرد

 خوشا ای دل بال و پر زدنت

شعله ور شدنت در شبانگاهی

به بزم غم

دیدگان تری، جان پر شرری، شعله ی آهی

بیا ساقی تا به دست طلب گیرم از کف تو

جام پی در پی

به داد دل ای قرار دلم

نوبهار دلم می رسی پس کی؟

 چو آن ابر نو بهار من

به دل شور گریه دارم من

می توانم آیا نبارم من؟

نه تنها از من قرار دل می رباید این شور شیدایی

جهانی را دیده ام یکسر، دیده ام یکسر

غرق دریای ناشکیبایی

بیا در جان مشتاقان گل افشان کن، گل افشان کن

 به روی خود شب ما، را چراغان کن، چراغان کن

 چو آن ابر نو بهار من

به دل شور گریه دارم من

می توانم آیا نبارم من؟

بیا و از مرغ سحر  سراغ فردا رو بگیر

دارم میام به دیدنت دیگه با من قهر نکنی

لحظه ی دیدار می رسه ای وای اگه صبر نکنی

دیگه با هم قهر نکنیم  این کارا کار دشمنه

قشنگترین لحظه ی عمر لحظه ی آشتی کردنه

اگر که روز و شبمون حروم شده، حروم شده

خیال نکن دنیا دیگه برای ما تموم شده

بیا و از مرغ سحر  سراغ فردا رو بگیر

بیا و از رودخونه ها سراغ دریا رو بگیر

چه وقت ویرون شدنه با تو که ویرون نمی شم

کنار تو مسافر شهر غریبون نمی شم

بیا بیا که بین ما یه ذره جای گله نیست

بین اونا که عاشقن کویر و کوه فاصله نیست

آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد

آخر ای محبوب زیبابعد از آن دیرآشنایی

آمدی خوانی برایم قصه تلخ جدایی

مانده ام سر در گریبان

بی تو در شب های غمگین

بی تو باشد همدم من

یاد پیمان های دیرین

آن گل سرخی که دادی

در سکوت خانه پژمرد

آتش عشق و محبت

در خزان سینه افسرد

در نگاه من نشسته

این زمان تصویر چشمت

کی رود از خاطر من

چشمهء پرنور چشمت

دل می گه باز گریه کنم

دل شده یه  کاسه ی خون به لبم داغ جنون

به کنارم تو بمون مرو با دیگری

اومده دیوونه ی تو

به در خونه ی تو

مرو با دیگری

یار دگر داری اگر بی خبر، وای من

تا به لبت بوسه زند بعد ازین، جای من

چشم و دلم منتظره آه من بی اثره

دو تا چشمام به دره که تو پیدا بشی

دل می گه باز گریه کنم

ز غمت شکوه کنم

که تو رسوا بشی

من که در این شهر غریب عاشقی بی کسم

خون جگر اشک روون شد خدا مونسم

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد

کس جای در این کلبه ی ویرانه ندارد

دل را به کف هر که نهم باز پس آرد

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

در انجمن عقل‌فروشان ننهم پای

دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد

تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا

ده روزه‌ی عمر این ‌همه افسانه ندارد

از شاه و گدا هرکه درین میکده ره یافت

جز خون دل خویش به پیمانه ندارد

يك ليوان آب ميل داريد يا كولا؟


همه ما شنيده‌ايم كه نوشابه‌های گازدار برای سلامتی مضر است،

اما آيا می‌دانيد:

·   در بسياری از ايالتهای آمريكا، مامورين پليس راه دو گالن كوكاكولا در صندوق‌عقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك آن از جاده پاك كند.

·    اگر تكه‌ای از گوشت گاو را در يك كاسه كوكاكولا قراردهيد، پس از دو روز ناپديد می‌شود.

·   برای تميز كردن توالت: يك قوطی كوكاكولا را داخل كاسه توالت بريزيد و يك ساعت صبر كنيد، سپس با آب پر فشاربشوييد. اسيد سيتريك موجود در كوكاكولا لكه‌ها را از سطوح چينی می‌زدايد.

·   برای برطرف‌كردن لكه‌های زنگ از سپر آب‌كرم كاری شده اتومبيل: سپر را با يك تكه كاغذ (فويل) آلومينيوم مچاله‌شده آغشته به كوكاكولا بساييد.

·   برای تميز كردن فساد قطبهای باتری اتومبيل: يك قوطی كوكاكولا را روی قطبها بريزيد تا با غليان كردن، آن را تميز كند.

·   برای شل كردن پيچ و مهره‌های زنگ زده: تكه‌ای پارچه را كه در كوكاكولا خيس شده است برای چند دقيقه بر روی پيچ و مهره قرار دهيد..

·   برای پختن گوشت ران آبدار: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماهی‌تابه خالی كنيد، گوشت را لای كاغذ آلومينيوم بپيچيد; و داخل ماهی‌تابه بپزيد. سی دقيقه قبل از اتمام پخت، كاغذ آلومينيوم را باز كنيد، و آب گوشت را با كوكاكولای داخل ماهی‌تابه مخلوط كنيد تا سس قهوه‌ای رنگ عالی‌ای به دست آيد.

·   برای پاك كردن چربی از لباسها: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماشين‌لباسشويی پر از لباسهای چرب خالی كنيد، پودر لباسشويی اضافه كنيد و ماشين را روی دور عادی روشن كنيد. كوكاكولا به تميز شدن لكه‌های چربی كمك می‌كند.

·   كوكاكولا همچنين بخار آب را از روی شيشه جلوی اتومبيل تميز می‌كند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest درشمال ايالات متحده آمريكا، گاهی اوقات شيشه جلوی اتومبيل از بيرون بخار می‌كند كه با برف‌پاك‌كن پاك نمی‌شود.

و جهت اطلاع شما:

·   ماده موثر كوكاكولا اسيد فسفريك با PH برابر2.8 است. اسيد فسفريك ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل می‌كند. همچنين كلسيم را از استخوانها می‌زدايد و عامل اصلی افزايش روز‌آفزون پوكی استخوان است.

·   برای حمل محلول كوكاكولا (محلول غليظ شده)، كاميونهای حامل بايد از علامتهای ويژه "مواد خطرناك" كه برای حمل مواد به‌شدت خوردنده در نظر گرفته شده است استفاده كنند. (يكی - دوماه قبل يك كاميون حامل محلول غليظ شده نوشابه در سد قشلاق اطراف سنندج كه آب شرب اين شهر را تامين می‌كند، سقوط كرد. )

·   توزيع‌كنندگان كوكاكولا بيش از ۲۰ سال است كه از كوكاكولا برای تميز كردن موتور كاميونهای خود استفاده می‌كنند.

 

و يك سوال، يك ليوان آب ميل داريد يا كولا؟


نفسی که حرمتم رو بگیره می برمش

بابا بی خیال دیگه" ناز کردنم حدی داره

ما که رفتیم" بعد ما میفهمی کی دوست داره

روتو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی به خدا

تمومش کن عفه هات و بس کن این همه ادا

مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام و معرفت

که تو اینجور با ما بد تا می کنی بی معرفت

راستش و بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت

به دلم نشسته بودی گندیدی بریدمت

به خدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز

جون هر چی مرده دیگه این قدر آبرو نریز

گفته بودم نفسی برام" میرم تا آخرش

نفسی که حرمتم رو بگیره می برمش

دیگه اون دنیا پر رنگ و ریارو نمی خوام

واسه رو کم کنیتم شده سراغت نمیام

قاطی کردم بد رقم می خوام که قیدت بزنم

می خوام این دندون گندیدرو از ته بکنم

قول بده ای نازنینم یه دفه تنهام نذاری

توی جمعی که نشستیم دیگه هیچکی غم نداره

هر کی با یارش نشسته هیچکسی غصه نداره

واسه نامهربونا اینجا هیچ جایی نداریم

هرکی دل بشکنه اینجادیگه باش کاری نداریم

توی دنیا که دو روزه واسه چی غصه بسازیم

ما همه خدا رو داریم از همین دنیا می سازیم

اگه امروز هم گذشت رفت ما همه فردا رو داریم

فردا هم باز مثل امروز هیچکدوم غصه نداریم

امشب انگار غم ندارم آخه هستی تو کنارم

باورم نمی شه ای وای دیگه هیچی کم ندارم

قول بده ای نازنینم یه دفه تنهام نذاری

آخه بی تو بی قرارم کسی رو جز تو ندارم

می خونیم شاد، می زنیم شاد تا بدونیم عاشق هسیم

تا بگیم دلداده هستیم ما به دنیا دل نبستیم.

وقتی  رفتی باز هوا بد شد

وقتی  رفتی باز هوا بد شد

روزگاراز بدی بدتر شد

وقتی رفتی آسمون تر شد

گریه ابرا بدتر شد

گلا پژمردن وای گلا مردن 

شاخه هاشون زیر پا خم شد

ابرا باریدن دلا پوسیدن           

قفس قناری تنگ تر شد

این دلم مرده دستمو خونده                

صبح تا شب بهونه آورده

بی خبر مونده از همه رونده                   

قاصدک خبر نیاورده

دیگه برگرد یار دیگه بس کن یار           

دل من از غصه داغون شد

بی تو من خسته م درهارو بستم                 

همه جا واسم یه زندون شد

قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست

روز خاکستری سرد سفر یادت نیست

ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من

در شب آخر پرواز خطر یادت نیست

تلخی فاصله ها نیز به یادت مانده ست

نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست

خواب روزانه اگر در خور تقدیر نبود

پس چرا گشت شبانه ، دربه در،یادت نیست

من به خط و خبری از تو قناعت کردم

قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید

کوزه ای دادمت ای تشنه, مگر یادت نیست

تو که خود سوزی هر شب پره را می فهمی

باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست

تو به دل ریختگان چشم نداری بیدل

آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

ميشه اينجا پر کشيد و تا ته دنيا سفر کرد

آخرين حضور يک برگ رو تن درخت اميد

ميگه آره ميشه اينجا ،با يه برگم نشه خشکيد

ميشه اينجا پر کشيد و تا ته دنيا سفر کرد

ميشه تاريکي شب رو با اميد تو سحر کرد

با حضورت ميشه اينجا خونه اي تازه بپا کرد

ميشه تا آخر دريا با اميد تو شنا کرد

ميشه دنبال پناهي واسه برگاي گلا بود

تو هجوم تلخ غربت با غريبه آشنا بود

 لاي کوچه هاي ترديد ميشه باز ترانه ها گفت

ميشه احساس نبودو،از تو ذهن شاخها شست

چی شده موقعه ی رفتن ،نمیگی خدانگهدار

تو مثه همیشه نیستی ،با دلم یه بی وفایی     

چی شده غریبه موندم ،بگو با کی آشنا

چی شده نمیشه فهمید عشق و تو عمق نگاهت     

 شده رنگ روزگارم ،رنگ اون چشم سیاهت

چی شده فاصله ی ما، شده قد صد تا دیوار      

چی شده موقعه ی رفتن ،نمیگی خدانگهدار

 کی منو از تو گرفته، کی شده قاتل عشقت    

کیه بی اجازه من ،اومده تو سرنوشتت

اگه تو نذاشته بودی،اگه قلبت مال من بود  

اگه قلبت پابه پای ،غصه و دردای من بود

نمی تونست که بشینه ،تو دلت یه عشق تازه   

یا بیاد تو سرنوشتت ،یکی حتی بی اجازه

یکی مثل خودت تنهای تنها

شروع قصه از ویرونگی بود
شروع این سفر دیوونگی بود

کویر غربت و شبهای بی ماه
 تو و تنهایی و بی رحمی راه

کسی حال تو رو پرسید یا نه؟
کسی حرف تو رو فهمید یا نه؟

یکی دستاتو باید می گرفت و
میومد تا ته این قصه با تو

 آره من مثل تو دیوونه بودم
همونی که دلت می دونه بودم

منم ویرونه بودم مثل دنیات
پریشون مثل دریای تو چشمات

یکی مثل خودت تنهای تنها
رها گشته میون خواب و رویا