دل شده یه  کاسه ی خون به لبم داغ جنون

به کنارم تو بمون مرو با دیگری

اومده دیوونه ی تو

به در خونه ی تو

مرو با دیگری

یار دگر داری اگر بی خبر، وای من

تا به لبت بوسه زند بعد ازین، جای من

چشم و دلم منتظره آه من بی اثره

دو تا چشمام به دره که تو پیدا بشی

دل می گه باز گریه کنم

ز غمت شکوه کنم

که تو رسوا بشی

من که در این شهر غریب عاشقی بی کسم

خون جگر اشک روون شد خدا مونسم