دل بريدم از تمام زندگي

در تو گم گشتم به نام زندگي

با تو بودن شد برايم هر نفس

معني ناب کلام زندگي

موج خواهش هاي تو اما کشيد

عاقبت ما را به کام زندگي 

نوشدارويم بمال ، تلخي نکن

تا ننوشم زهر جام زندگي

معني هر دل بريدن مرگ بود

تو نبودي التيام زندگي

با تولد رنج ما آغاز شد

رنج افتادن به دام زندگي

با تو بودن شد برايم هر نفس

معني ناب کلام زندگي

موج خواهش هاي تو اما کشيد

عاقبت ما را به کام زندگي

کند شد شمشير جانم کهنه شد

بس که ماندم در نيام زندگي