نفرین به عشق پاک که زائیده ای نداشت
آغاز شام تار و عذاب همیشه گی
تحلیل دل"حساب و کتاب همیشه گی
یک روز پر مخاطره با انتظار محض
مشقیست بهر دل"به حساب همیشه گی
چشم انتظار یار نشستن غنیمتیست
تا انتظار دیدن خواب همیشه گی
این انتظار هم به سرانجام می رسد
با یک سلام خشک وشتاب همیشه گی
گرمای اشک را به تماشا نشسته ای
خاموش وسرد"پشت نقاب همیشه گی
امروز هم گذشت بسان گذشته ها
با موج التماس وجواب همیشه گی
ناگفته ها دوباره تلنبار می شوند
با نقشه های نقش بر آب همیشه گی
شش سال می شود که نروئیده بر لبم
احساس سبز وخندهء ناب همیشه گی
نفرین به عشق پاک که زائیده ای نداشت
جز رنج بی حساب وعذاب همیشه گی
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 13:58 توسط علیرضا.ش
|