تو ای پری کجایی
شبی که آوای نی تو شنیدم چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی
من همه جا پی تو گشته ام از مه و مهر نشان گرفته ام
بوی تو را ز گل شنیده ام دامن گل از آن گرفته ام
تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی
دل من سرگشته ی تو نفسم آغشته ی تو
به باغ رویاها چو گلت بویم بر آب و آیینه چو مهت جویم
تو ای پری کجایی
در این شب یلدا ز پی ات رویم به خواب بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجایی
مه و ستاره درد من میدانند که همچنان پی تو سرگردانم
شبی کنار چشمه پیدا شو بیا ز اشک من چو گل واشو
تو ای پری کجایی
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 11:21 توسط علیرضا.ش
|