من وصف تو گفتم عجب هلهلهء شد.............................................
یک روز بدیدم گل و پروانه و شمعی
با بلبل زیبا بنشستند به گفتار
هر یک به وفاداری و مهرش ببالید
میگفت که من زین سبب ارباب شمایم
منهم که بر خویش چنین وصف ندیدم
از مهر و وفای تو بگفتم به آنان
من وصف تو گفتم عجب هلهلهء شد
تحسین بکردند تو را جمله به تکرار
بابا شایان
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت 15:21 توسط علیرضا.ش
|